پنجشنبه, 26 مرداد 1396 - Thursday 17th August 2017

آل صعود بازماندگان یهودی های نجران اند/ رابطه با آل صعود و مدارای با آنها تصوری اشتباه است

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
عضو خانواده یکی از کشته شدگان حوادث مکه:
آل صعود بازماندگان یهودی های نجران اند/ رابطه با آل صعود و مدارای با آنها تصوری اشتباه است
عضو خانواده یکی از کشته شدگان حوادث مکه با بیان اینکه آل صعود بازماندگانی از نسل یهودی های نجران اند گفت: رابطه با آل صعود و مدارای با آنها تصوری اشتباه است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود علیرضا عامری و همسرش خانم فاطمه دامغانی از زائران شاهرودی بیت الله الحرام بودند که سال گذشته عازم سفر حج شدند و تنها تنها چند روز پس از اینکه پای در سرزمین وحی نهادند، جان خود را در حادثه سقوط جرثقیل در مسجد الحرام از دست دادند.

آقای بخشی داماد این خانواده در گفتگو با خبرنگار نسل شاهوار شاهرود گفت: گویا قبل از سفر به پدر خانم و مادرخانمم الهام شده بود که سفرشان بازگشتی ندارد و چند بار قبل از سفر گفت کشت و کشتار حج امسال بیشتر از حج سال 64 است و  مادر خانمم نیز خوابی دیده بود که برای همسرش و یکی از همسایگان تعریف کرده بود که به توصیه پدرخانمم چیزی از خوابش به فرزندانش نمی گوید تا موجبات نگرانی و دلواپسی آنها فراهم نشود و از جزییات این خواب بی خبرم.

داماده این خانواده اظهار کرد: بعد از شنیدن خبر سقوط جرثقیل هر چه به تلفن همراه حاج آقا و حاج خانم زنگ می زدیم کسی پاسخگو نبود با مدیر کاروان تماس گرفتیم گفتند برای زیارت به مسجد الحرام رفته بودند و به دنبال پیدا کردن آنها هستند تا اینکه شارژ تلفن همراه آنها تمام شد و هر چه تماس می گرفتیم تلفن هاشان خاموش بود، همسرم خیلی بی قراری می کرد تا اینکه روز بعدش برادرم که با آنها همسفر بود خبر کشته شدن پدر خانم و مادر خانمم را داد.

بخشی با تشکر از همراهی و همدلی مردم و قدردانی به جهت برگزاری مراسمات یادبود افزود: با اینکه حدود یک سال از حوادث خونین حج سال قبل گذشته است اما داغ خانواده های ایرانی که عزیزانشان در این سفر قربانی شدند هنوز تازه است و مسئولان نباید به سادگی از کنار این قضیه گذشته و کینه توزی های آل سعود را فراموش کنند.

وی تاکید کرد: عوامل آل سعود که ادعای کلید داری خانه کعبه را دارند و خود را بر سایر مسلمانان جهان برتر می دانند و می گویند دین و شریعت اصلی رسول خدا نزد ماست و ما راه رسول خدا را پیش می بریم در حقیقت از بازمانده های نسل یهودی های نجران هستند که از ترس به خداوند ایمان آوردند و در خفا دشمنی و کینه توزی خود را نسبت به مسلمانان نسل به نسل انتقال داده تا بدین جا رسیده اند.

داماده این خانواده با بیان اینکه حتی در حیات وحش نیز هیچ حیوانی به همنوع خود صدمه وارد نمی کند گفت: آل صعود گرگ صفتانی هستند که حتی اگر تمام جامعه اسلامی و ادیان دیگر نیز با آنها همراه شوند برای حفظ منافع خود از کشتار و قلع و قمع دیگران باکی ندارند.

بخشی با تاکید بر اینکه ایجاد رابطه با آل صعود و مدارای با آنها تصوری اشتباه است اذعان کرد: آل صعود به دنبال عادی کردن جنایت و کشت و کار در دنیاست، حقوق بشری که آنها از آن دم می زنند چیزی نیست جز برای تامین منافع خودشان چرا که اگر غیر از این بود هفت هزار نفر انسان بیگناه کشته شدند دریغ از یک اعتراض و صدایی که از سوی همین سازمان های حقوق بشر شنیده شود.

وی با بیان اینکه آل صعود طایفه ای نه چندان بزرگ است که با ظلم و زور بر گرده جهان عرب چنبره زده است اظهار کرد: علمای اسلام و کشورهای اسلامی به دنبال تعریف و ایجاد یک سازمان حقوق بشر اسلامی باشند که برای تمام بشریت کاربرد داشته باشد.

روایت یکی از زائران شاهرودی از حادثه منا و سقوط جرثقیل

خانم کریمی یکی از بانوان شاهرودی است که سال گذشته به همراه همسر خود به سفر زیارتی حج مشرف شد. وی نیز همراه با مسافران کاروانی از شاهرود بود که در حادثه سقوط جرثقیل چند نفر از همسفرانشان کشته شدند. دقایقی با وی هم صحبت شدیم. در حالیکه بغض کرده و اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت: ده سال در نوبت حج بودم و رفتن به مکه برایم تبدیل به یک حسرت و آرزو شده بود اما بعد از حج غم انگیزی که داشتیم می گویم واقعا دلیلی ندارد انسان این همه هزینه کند و به سفری برود که اینگونه مورد بی حرمتی قرار بگیرد، بیش از هفت هزار نفر انسان کشته شوند، کسی پاسخگو نباشد و حتی دریغ از یک عذر خواهی.

وی با اشاره به حادثه سقوط جرثقیل و کشته شدن دو نفر از حاجیه خانم های کاروان اظهار کرد: اتاق های هتل پنج نفره بود خانم دامغانی و میرغفوری و سه نفر دیگر که مسن تر بودند در اتاق روبروی ما بودند و ما چهار نفر که جوان تر بودیم به همراه یکی از دوستان آنها در اتاق دیگری بودیم، روز دوم یا سومی بود که محرم شده بودیم و قرار بود همه با هم برای زیارت به مسجد الحرام برویم، بعد از ظهر درب اتاق ما را زدند، خواب بودیم و احساس رخوت عجیبی داشتیم که نتوانستیم با آنها همراه شویم اما دقایقی بعد خانم حسن خانی از دوستان آنها که در اتاق ما بود برای زیارت آمده رفتن شد و گفت من می روم.

این حاجیه خانم شاهرودی افزود: حدود یک ساعت بعد هوا تاریک شد و صدای رعد و برق عجیبی به گوش می رسید تا جایی که از پنجره های دو جداره اتاق های هتل غبار وارد اتاق ها شده بود، هوای اضطراب انگیزی بود و از هر طرف صدای آژیر به گوش می رسید، آماده شدم که به لابی هتل بیایم، هنوز آسانسور به لابی هتل نرسیده بود که صدای جیغ و شیون شنیدم، آسانسور که به لابی رسید درب آسانسور را باز کردم و بیرون آمدم خانم حسن خانی را دیدم که گریه می کند و بر روی لباس هایش خون پاشیده شده است، ماجرا را از وی سوال کردم گفت نمی دانم فقط صدایی شنیدم و دیدم دور و برم همه آدم ها افتاده اند.

کریمی بیان کرد: همه منتظر بازگشت همسفرانی بودیم که عصر برای زیارت به مسجد الحرام رفته بودند اما از آقای عامریان و همسرش خانم دامغانی و خانم میرغفوری خبری نبود، بارها و بارها با تلفن همراهشان تماس گرفتیم، تلفن زنگ می خورد اما کسی پاسخگو نبود تا اینکه شارژ موبایل هایشان تمام شده و هر چه زنگ می زدیم خاموش بود و رئیس کاروان گفت ممکن است اتفاقی برایشان افتاده باشد و بعد هم خبر کشته شدن آنها را شنیدیم و کاروان شاهرود در ابتدای سفر غرق در ماتم و عزا شد.

وی در خصوص حادثه منا و روز عید قربان گفت: خانم ها کاروان همان شب عید قربان اولین دور سنگ هایشان را زده بودند و به چادرهایشان برگشته بودند، وقوف آقایان در صحرای مشعر اجباری است و قرار بود صبح برای سنگ زدن بروند، مدیر کاروان آقای واحدی به آقایان کاروان اعلام کرده بود که بعد از خوردن صبحانه راهی مراسم سنگ زدن می شوند، طبق گفته های همسرم بعد از صرف صبحانه آماده رفتن بودیم که در تماس تلفنی به مدیر کاروان قضیه را اطلاع می دهند و آنها دیگر حرکت نمی کنند.

حاجیه خانم شاهرودی یاد آور شد: شب قبل که ما برای سنگ زدن رفته بودیم همه چیز مشخص بود، اینکه از کدام خیابان باید برویم، مسیر هر کشور مشخص بود، خیابان ها دارای پنکه و ... بود اما اینکه چطور صبح همه کشورها از یک خیابان رفتند که بن بست بود جای تعجب دارد.

کریمی بیان کرد: در چادرهایمان نشسته بودیم و منتظر خبر قربانی کردن گوسفندها بودیم که دخترم از ایران تماس گرفت و سراغ پدرش را گرفت، به او گفتم که پدرش در صحرای مشعر است و از هم جدا هستیم که قضیه را تلفنی برایم گفت از چادر بیرون آمدم و با همسرم تماس گرفتم که گفت حالشان خوب است و شارژ تلفن همراهش در حال تمام شدن است و بعد از آن کم کم خانم های کاروان های شهرهای دیگر که برای سنگ زدن رفته بودند با احرام های پاره و خونی از راه رسیدند و متوجه قضیه شدیم، هیچ کس آرام و قرار نداشت همه یک گمشده داشتند و بیرون چادرهایشان نشسته بودند و منتظر خبری از عزیزانشان بودند...

پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.