جمعه, 3 آذر 1396 - Friday 24th November 2017

سکانس اول: راه بهشت از کربلا می گذرد/ ویژگی های لبیک یا حسین (ع) گویان عاشورایی

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
از مسلخ عشق تا ستاره سرخ محشر 10 سکانس از واقعه کربلا:
سکانس اول: راه بهشت از کربلا می گذرد/ ویژگی های لبیک یا حسین (ع) گویان عاشورایی
روزهای لبیک یا حسین (ع) گویی از راه رسید. اما لبیک یعنی چه؟ مثل کتابها بگوئیم در لغت به معنای اجابت، اطاعت و سر به فرمانی است و در اصطلاح باید تعریفش کرد. لبیّک گفتن به خدا و ائمّه علیهم السلام که دعوت کنندگان به حقّ دین الهی و صراط مستقیم هستند؛ پذیرش دعوت و اجابت آنها متناسب با موضوع دعوت است؛ لذا گوینده لبیّک با قبول دعوت؛ اجرای کامل موضوع دعوت را با تمام تبعات تا پای جان می پذیرد و عهد نمی شکند.

به گزارش خبرنگار نسل شاهوار همه برای رسیدن به بهشت و بهشتی شدن تلاش می کنند، هر کس به شیوه ای و بر اساس مبنایی. یکی راه درست را انتخاب می کند و یکی راه به خطا می رود. اما خداوند چلچراغی روشن کرده که تنها نابینایان می توانند با نادیده گرفتنش راه به خطا رفته و از نعمات بهشتی دور شوند.

چلچراغ امامت و ولایت که سرشعله مشعلهای زیبایش حسین (ع) و قیام کربلا و واقعه عاشوراست. آن ها که وجدان بیدار دارند و عشق در قلبهایشان به جوشش در آمده هرگز از این راه دور نمی مانند حتی اگر هزاران سال بگذرد و دیگر آن شیوه جنگ و قیام منسوخ شده باشد باز به راه ارباب می روند و به شیوه او به شهادت می رسند.

در روایت آمده: « قال ابو عبد الله علیه السلام:  موضع قبر الحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة »: امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت است. (کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1) شاید تعبیر زیباترش این باشد که راه بهشت از کربلا می گذرد.

شاید تقصیر ماست که قرآن می خوانیم و حرفهایش را جدی نمی گیریم هر بار می خوانیم صدق الله اما باور اینکه راست گفته انگار برایمان خیلی سخت است اما هستند هنوز کسانی که وعده های خدا را باور دارند وقتی فرمود: اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّه؛ جان‌ها و مال‌هایتان را می‌خرم در عوض بهشت، باور کردند و همه جوره پای معامله خود با خدا ماندند چرا که تنها معامله ایست که آخرش خسران و ضرر نیست، سود خالص است ؛ بانّ ‌لهم الجنّه، وقتی که هم که معامله در حال تمام شدن بود آرام پائین قراردادهایشان نوشتند خدایا مرا پاکیزه بپذیر و شدند صدقوا ما عاهدوالله و اینگونه شدند عاشورایی و هر روز تا امروز عاشورا آفریدند و تا یادمان نرود سربریده شده چگونه روی نی، سروری می کند.

روزهای لبیک یا حسین (ع) گویی از راه رسید. اما لبیک یعنی چه؟ مثل کتابها بگوئیم در لغت به معنای اجابت، اطاعت و سر به فرمانی است و در اصطلاح باید تعریفش کرد. لبیّک گفتن به خدا و ائمّه علیهم السلام که دعوت کنندگان به حقّ دین الهی و صراط مستقیم هستند؛ پذیرش دعوت و اجابت آنها متناسب با موضوع دعوت است؛ لذا گوینده لبیّک با قبول دعوت؛ اجرای کامل موضوع دعوت را با تمام تبعات تا پای جان می پذیرد و عهد نمی شکند.

امام حسین علیه السلام؛ مردم را به پذیرش و عمل به اسلامی که جدّش خاتم النبیین از سوی خدا مأمور ابلاغ آن به مردم جهان شده بود؛ دعوت کرد. وقتی دین خدا را در معرض انحراف کامل و نابودی دید؛ با قیام خونین خود برای اصلاح امّت جدّش با امربه معروف و نهی از منکر به پا خاست و زیر تیرباران دشمن؛ نماز را هم ترک نکرد. تمام آنچه که در این دنیا داشت از زن و فرزند و آبرو ... فدا کرد و روز عاشورا بعد از شهادت علی اصغرش ؛ دامنش را تکان داد تا مسلمانان عهد شکن و آیندگان بدانند چیزی جز جان خود باقی نمانده تا برای اسلام فدا کند. امام حسین علیه السلام با لبّیک به خدا و پیامبر و امام زمانش؛ اسلام را تا روز قیامت جاودانه و از هرگونه انحرافی بیمه کرد؛ تا اسلام همان گونه که بر پیامبر نازل شده به بشریّت تا روز قیامت  برسد.

امام حسین علیه السلام؛ فرزند بلافصل علی مرتضی است که وصیّ پیامبر اسلام و اولین جانشین پیامبراسلام و اولین پیشوای مسلمانان جهان بود؛ و به خاطر اجرای دستورات آخرین دین پیامبر خدا و اجرای عدالتی که قرآن در آیات متعدّد دستور به عدالت ورزی در همه امور نموده؛ با لبیّک گفتن به خدا و پیامبر خدا؛ در محراب مسجد سرش شکافته شد تا صدای عدالت را خاموش کنند. همان علی که از شدّت عمق تبلیغات سوء و تخریب شخصیّت از سوی معاویه؛ بعد از تحمّل 25 سال خانه نشینی و پاسداری از اسلام؛ وقتی عدالت را از آیات قرآن به متن جامعه آورده و عمل نمود؛ صاحبان زر و زور و قدرت و دشمنان اسلام؛ عدالت اسلام را برنتافته و مردم را از علی دور کرده و تنهایش کردند؛ تا جایی که  برخی مسلمانان بعد از شهادت مولای متقیان و یگانه عدالت گستر جهان؛ گفتند علی در مسجد چه می کرد؛ مگر علی نماز می خواند؟!

امام حسین علیه السلام برادر زینب کبری قهرمان کربلا بود؛ که با لبّیک به خدا و امام زمانش؛ اسیری و کتک خوردن و اهانت و حجاب از سرکشیدن و...خواهرش زینب و تمام زنان اهل بیت علیهم السلام را پذیرفت و هرچه داشت فدای اسلام نمود و عهد نشکست. همان خواهری که؛ وقتی بیرون از خانه می رفت؛ برادارنش به دستور پدراطرافش را می گرفتند تا اندام زینبش را حتی با حجاب کامل نامحرم نبیند. روزعاشورا و مجلس یزید حجاب از سر زینب و همه زنها برداشتند؛ ولی هیچ کدام از لبّیک خود برنگشتند و عهد نشکستند.

امام حسین علیه السلام برادری همچون عباس داشت؛ که یک نفره حریف کل لشکر یزید بود؛ و برای همین؛ امام زمانش اجازه جنگ نداد؛ تا چهره یزید و یزیدیان تا روز قیامت کاملا برهمه جهانیان برملا شده و عاشورا ملاک حقّ و باطل و حجّت خدا برهمه گردد. عباس امان نامه قبیله اش را ردّ کرد و از لبِیک به امام زمانش برنگشت و عهد نشکست تا این که دو دستش را قطع و عمود آهنین بر فرقش زده و شهیدش کردند. عباس یک نفره تکیه گاه امام زمانش بود؛ وقتی شهید شد؛ امام حسین گفت الان کمرم شکست.

آیا امروز؛ معاویه و یزید های ریز و درشت و زاویه مسلمانان از اسلام در ممالک اسلامی قابل مشاهده نیست؟ آیا ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمان مان شنیده نمی شود؟ و از همه مهمتر آیا لبیّک ما مثل لبیّک علی و زهرا هست؛ یا کلامی و شعاری است برای تظاهر به دین داری و استفاده دنیوی و... ؟! ما چقدر ولایت مدار و  تکیه گاه امام زمان مان هستیم؟

گفتن لبّیک به خدا در مکّه و به هریک از ائمه علیهم السلام؛ پذیرش دعوت و تعهّد به تمام لوازم دعوت و اجرای موضوع دعوت هست. درصورت عدم انجام تعهّد؛ عهد شکسته و وجوب عمل به قول و قراردادها در آیه 1 سوره مائده در قرآن " اوفوا بالعقود" را نیز نقض کرده است. پس؛ در گفتن لبّیک دقت کنیم با چه کسی عهد می بندیم و انجام چه کارهایی را قبول می کنیم و در صورت عهدشکنی؛ عهد چه کسی را شکسته و وعده دروغ داده ایم.

آنچه تنهایی علی را رقم زد و فاطمه زهرا را بین در و دیوار مجروح کرد و سر حسین را بر سر نیزه ها برد و زینب را اسیر کرد و... و اکنون دوازدهمین حجّت خدا را در پس پرده غیبت نگه داشته؛ عهد شکنی مسلمانان بوده و بس.

به هوش باشیم که: روز قیامت؛ از عهد و پیمان هایی که بستیم و عمل نکردیم خواهند پرسید. وظیفه مسلمان یاری امام زمانش با تمام توان با هرچه دارد و خواهد داشت؛ هست. در تمام اعصار تمام انحرافات در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر و عهدشکنی مسلمانان در اسلام و ترجیح حفظ دنیا به جای حفظ دین و ایمان خود؛ به وجود آمده است.

 

یادداشت از الهام صادقی، کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآن

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.