يكشنبه, 29 بهمن 1396 - Sunday 18th February 2018

محبت اهل بیت فرزندانم را به سوریه کشانده است/ دعا کردم فرزندانم سرباز امام زمان (عج ) باشند

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
گفتگوی نسل شاهوار با همسر شهید و مادر دو مدافع حرم؛
محبت اهل بیت فرزندانم را به سوریه کشانده است/ دعا کردم فرزندانم سرباز امام زمان (عج ) باشند
ملیّتی فراتر از مرزهای جغرافیایی برای خود برگزیده اند و دوشادوش هم هویتی واحد را شکل داده اند به نام «رزمندگان مدافع حرم»، آرمان شان دفاع از حریم عترت و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است که دل از آرامش زندگی روزمره کنده و بدون اجبار از ایران، افغانستان، پاکستان، سوریه، عراق و کشورهای دیگر عازم کارزار «دفاع از حرم » می شوند.

به گزارش خبرنگار نسل شاهوار گفتنی ها درباره «مدافعان حرم» و «شهدای مدافع حرم» فراوان است، اما حرف اصلی همان است که سال‌ها قبل سیدشهیدان اهل قلم روایت کرد. روایت ثروتی عظیم از عشقی بی‌پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیرقابل تحریم و بلوکه ملت ایران و شیعیان سراسر جهان است.

ملیّتی فراتر از مرزهای جغرافیایی برای خود برگزیده اند و دوشادوش هم هویتی واحد را شکل داده اند به نام «رزمندگان مدافع حرم»، آرمان شان دفاع از حریم عترت و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است که دل از آرامش زندگی روزمره کنده و بدون اجبار از ایران، افغانستان، پاکستان، سوریه، عراق و کشورهای دیگر عازم کارزار «دفاع از حرم » می شوند.

و امروز ساعتی را مهمان کلثوم درویش پرور همسر شهید رجبعلی علی مردان و مادر دو رزمنده مدافع حرم به نام های علی اصغر و مجید بودم. صلابت در کلمات ساده این مادر جاری می شود، با لبخند از همسرش و از پسرانش می گوید و زمانی که اشک هایش جاری می شود و می گوید دعا می کنم پسرانم سرباز امام زمان (عج) باشند و حضرت زینب سلام الله علیها آنها را از من قبول کند بغض گلویم را می فشارد و به صلابت و استواری این مادر غبطه می خوردم.

کلثوم درویش پروری متولد سال 1342 است، در سال 62 و بحبوبه جنگ تحمیلی با رجبعلی علی مردان ازدواج کرد و تنها سه سال بعد از ازدواجشان همسرش به درجه رفیع شهادت نائل شد.

وی با اشاره به نسبت فامیلی که با خانواده مادرشوهرش داشته است گفت: از زمانی که بچه بودم پدرشوهرم علاقه فراوانی به من داشت و همیشه دستی بر سرم می کشید و می گفت عروس خودم هستی، بزرگتر که شدم هیچ گاه فکر نمی کرد این اتفاق بیافتد تا سال 62 که بحبوبه جنگ تحمیلی بود خانواده همسرم به خواستگاری ام آمدند و پس از جواب مثبت من تنها ظرف مدت 20 روز مقدمات عروسی فراهم شد و با همسرم ازدواج کردیم.

این همسر شهید اظهار کرد: برای انجام مراسم عقد از مجن به شاهرود آمدیم و بعد از قرائت خطبه عقد و زمانی که به همسرم محرم شدم به عکاسی رفتیم یک عکس گرفتیم و دوباره به مجن بازگشتیم، غروب همان روز پدرشوهرم همراه با چند نفر از بزرگترهای فامیل به منزل پدرم آمدند و من را به خانه خودشان بردند، مراسم عروسی برگزار نکردیم و به همین سادگی به خانه بخت رفتم.

شهادت همسرم قبل از برگزاری مراسم عقد به من الهام شده بود

درویش پروری با بیان اینکه در 20 روز فاصله زمانی خواستگاری و مراسم عقد حس کردم رجبعلی به جبهه رفته و شهید می شود افزود: بعد از ازدواجمان طولی نکشید که همسرم با گروه های جهاد سازندگی به جبهه رفت، مدتی که در جبهه بود بازگشت، فرزند اولم علی اصغر به دنیا آمده بود که روزی رجبعلی به من گفت "کلثوم کاش با من ازدواج نمی کردی، من جبهه می روم و شهید می شوم و تو با بچه ها تنها می مانی"، برای گذراندن دوره های خاص آموزشی به مشهد اعزام شد و پس از آن عازم جبهه شد.

وی بیان کرد: علی اصغر یک سال و ده ماهه بود فرزند دومم را هم باردار بودم و رجبعلی بار دیگر آماده اعزام به جبهه بود، شب قبل از اعزامش به من گفت"کلثوم این سری آخر است، من بروم احتمال دارد شهید شوم و وقتی جنازه ام را بر می گردانند سر هم نداشته باشم و اگر هم بازگردم زمانی بازمی گردم که فرزند دوم مان به دنیا آمده و 40 روزش تمام شده است"، خیلی بی قراری می کردم و از رفتنش ناراحت بودم و دقیقا همان شد که خودش گفته بود فرزند دومم اول دی ماه 65 به دنیا آمد، رجبعلی 11 بهمن شهید شد و 19 بهمن هم تشییع شد و زمانی که پیکرش را آوردند به دلیل اینکه جنازه اش سر نداشت روی تابوتش نوشته شده بود درب تابوت باز نشود.

این همسر شهید با اشاره به سختی های بعد از شهادت همسرش و بزرگ کردن فرزندانش گفت: در طول این سال ها هرگز عدم حضور رجبعلی را حس نکردم، همیشه حضورش را حس کردم و حتی بعد از شهادتش با همسرم زندگی کردم.  

محبت اهل بیت فرزندانم را به سوریه کشانده است

درویش پروری فرزندانش را بزرگ کرده، هر دو پسرش ازدواج کرده اند، علی اصغر کارمند اداره دامپزشکی گرگان است و سه فرزند دختر به نام های فاطمه زهرا، نورالزهرا و حورالعین دارد و مجید هم به تازگی ازدواج کرده است وقتی از وی می پرسم که "حاج خانوم چی شد که هر دوتا پسرتون مدافع حرم شدند " بیان کرد: هر دو انگار اینجا آرام و قرار ندارند و دائم می گویند باید برویم، برای رفتن خیلی تلاش کردند، علی اصغر پسر بزرگم برای گذراندن دوره های آموزشی به مدت دو ماه هر روز یک ساعت از اداره دامپزشکی گرگان مرخصی می گرفت تا به کلاس های آموزشی شاهرود برسد و بعد از اتمام کلاس دوباره شب راهی گرگان می شد تا صبح اول وقت در اداره حاضر شود و مجید هم که همین جا بود برای گذراندن دوره های آموزشی مشکل خاصی نداشت.

وی افزود: اولین بار هر دو با هم به سوریه اعزام شدند، خودم هر دو را از زیر قرآن رد کردم، اما مگر می شود مادر باشی و نگران فرزندانت نباشی آن هم راهی که نمی دانی باز می گردند یا خیر اما بعد از رد کردن پسرهایم از زیر قرآن دست هایم را بلند کرده و گفتم خدایا شرکت که حضرت زینب سلام الله علیها بچه هایم را به سربازی قبول کرد.

این مادر مدافعان حرم با تاکید بر اینکه اگر فرزندانم به سوریه اعزام نمی شدند ناراحت بودم که شاید من آنها را خوب تربیت نکرده ام و شاید حضرت زینب آنها را قبول نکرده است ادامه داد: دعا می کنم فرزندانم سرباز امام زمان عجل الله باشند، اگر در راه اهل بیت عصمت و طهارت کشته شوند و دوباره زنده شوند باز هم دعا می کنم که سرباز امام زمان عجل الله باشند.

درویش پروری با بیان اینکه سری دوم اعزام فرزندانم به سوریه مدتی به تعویق افتاد اظهار کرد: در طول این مدت پسر بزرگم دائم ناراحت و بی قرار بود، یک روز دست های من را گرفت بوسید و شروع کرد به گریه کردن و گفت مادر تو دعا نکردی که من بروم، دعا کن من زودتر بروم، سرش را بوسیدم و گفتم پسرم هیچ گاه از حرفم باز نمی گردم دعا می کنم فرزندانم تا ظهور ولی عصر عجل الله و بعد از آن سرباز آقا باشند و آقا فرزندانم را به غلامی خود قبول کند.

وقتی از این همسر شهید و مادر دو مدافع حرم می پرسم که نگران نیستید برای فرزندانتان اتفاقی بیفتند گفت: عشق به اهل بیت فرزندانم را به سوریه کشانده است، اتفاقا خانواده همسر شهیدم با اعزام پسرانم به سوریه مخالف بودند اما به قول همسر شهیدم اگر اجل انسان برسد فرقی نمی کند که در منزل باشم یا در جبهه نبرد و چه مرگی زیباتر از شهادت، در مورد پسرانم هم من همین را می گویم.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.