يكشنبه, 29 بهمن 1396 - Sunday 18th February 2018

مرگ حقوق شهروندی لابه لای فرهنگ منحط وارداتی/ پاسکاری نامعقول قوای اجرایی برای انجام مسئولیت ها

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
یادداشت؛
مرگ حقوق شهروندی لابه لای فرهنگ منحط وارداتی/ پاسکاری نامعقول قوای اجرایی برای انجام مسئولیت ها
یکی از مسائلی که در جامعه پیشرفته امروز به عنوان اصل در زندگی معرفی می شود ایجاد احساس امنیت و آرامش برای تک تک افراد جامعه به عنوان شهروند است که متاسفانه این مسئله لابه لای فرهنگ منحط وارداتی و خودخواهی های جامعه بشری در حال جان دادن است.

نسل شاهوار- یادداشت اختصاصی: یکی از مسائلی که در جامعه پیشرفته امروز به عنوان اصل در زندگی معرفی می شود ایجاد احساس امنیت و آرامش برای تک تک افراد جامعه به عنوان شهروند است که متاسفانه این مسئله لابه لای فرهنگ منحط وارداتی و خودخواهی های جامعه بشری در حال جان دادن است.

بشر امروز با فراموش کردن ارزهاش انسانی، خود را تا جایگاه نه چندان شایسته پائین آورده و مقامات مسئول هم با بهانه های مختلف تمایلی به مقابله با این سقوط انسانی از خود نشان نمی دهند و جای این سوال را باز می گزارند که پس قانون در این کشور به چه درد می خورد؟ اگر قانون هست( که هست ) پس چرا در بخش اجرایی مجوزهای لازم برای برخوردهای قانونی به نهادهای مرتبط داده نمی شود؟

شاید بپرسید جریان چیست که اینگونه به جان فرهنگ انسانی و قانون و مجوزهای اجرایی نهادهای مربوطه افتاده ام. ساده بگویم فکر کنید ساعت از 23 گذشته و شما خسته از کار روزانه  نیاز به آسایش و آرامش دارید تازه آماده رفتن به تختخواب می شوید تا با استفاده از نعمت الهی خواب، خود را برای یک روز کاری پر مشغله دیگر آماده کنید که ناگهان یک صدای ناهنجار از چند کوچه بالاتر خانه شما را به لرزه در می آورد.

اشتباه نکنید جنگ نشده، عروسی است که خانواده های محترم عروس و داماد تصمیم گرفته اند ارکستر و دی جی بیاورند و این مراسم را با شکوه برگزار کنند. خب مراسم شادی و عروسی است و خیلی خوب است همه در این شادی شریک باشند اما مشکل از آنجا شروع می شود که صدای مراسم آنقدر بلند است که تمام مردم شهرک از آن به عجز و ناله در آمده و امیدوارند هر چه زودتر به اتمام برسد تا ساعت 12 نیمه شب صبر می کنی و دندان روی جگر می گذاری و امیدواری عروس و داماد خوشبخت شوند.

اما ساعت از 12 می گذرد و خبری از آرامش نیست. با پلیس 110 تماس می گیری قول می دهند اقدام عاجل انجام دهند. ساعت 12 و 30 دقیقه بامداد است خستگی به شدت به شما فشار آورده و صدای ترانه های غیر مجاز عروسی هر لحظه بلندتر از قبل هم می شود دوباره تماس میگیری ولی باز هم فایده ای ندارد ساعت یک بامداد هم می گذرد و این انتظار تا ساعت 2 ادامه پیدا می کند تا در نهایت عروس و داماد و میهمانان محترم رضایت می دهند که صداهای عذاب و آور و دهشتناک نیمه شب خود را به اتمام برسانند.

تازه در حال آرامش یافتن و به خواب ناز رفتن هستید که صدای بوق بوق عروس کشان در کوچه ها می پیچد و اینبار سر را داخل بالش می گیرید و از خداوند می خواهید به تمام انسان های روی این زمین عقل و وجدان عنایت فرماید ولی دریغ چون این برنامه برای هر شخص همان یک شب است ولی برای همسایگان در این دوران شادی هر شب و هرشب تکرار می شود.

خب حالا خود را بگذارید جای انسانی که روزها مجبور است آنگونه که خود می دانید به تلاش و فعالیت بپردازد تا لقمه ای نان بر سفره زن و بچه بگذارد و شب ها خسته از کار نیاز به استراحت دارد تا برای روز بعد آماده باشد ولی این وضع قرار است یک ماهی ادامه داشته باشد.

یک ماه عروسی ها که تمام شود بلافاصله دو ماه محرم و صفر شروع می شود و این شرایط در نوع غمگین خود سر بر می آورد یعنی هیئات و مسجدهایی که تا پاسی از شب مراسم عزاداریشان ادامه دارد. یعنی در این جامعه چیزی به اسم تعادل انگار وجود ندارد. همیشه گذشتن از خط قرمزها جذابیت زیادی دارد که نمی توان از آن گذشت و باید حتما مقیدانه به حرکت در آمد و چراغ قرمزها را رد کرد تا حال و هوای مراسم ها به جانمان بنشیند.

عده ای با سوء استفاده از بهانه شادی ها و غم های ایام خاص به ایجاد اختلال و از بین بردن نظم و آرامش در جامعه دامن می زنند ولی هیچ نهادی مسئولیت جلوگیری از این بی بند و باریهای اخلاقی فرهنگی را به عهده نمی گیرد.

از پلیس 110 که تنها وظیفه خود را تذکر دادن اعلام می کند چون ساز و کار قانونی برای برخورد توسط این نهاد نظامی با این اختلالات اجتماعی وجود ندارد تا قاضی کشیک که به صبر و تحمل دعوت می کند و امیدوار است با تذکر قائله ختم شود و مردم بیچاره ای هم که مجبورند هر روز و هر لحظه این مصیبت را تحمل کنند هم باید بنشینند ببیند این عده قانون گریز، بی وجدان و بی دین چگونه قرار است روی حقوق سایر شهروندان رژه بروند و هیچ کس هم نتواند به آن ها بگوید بالای چشمهای مبارکتان ابرویی است چنان و چنین.

بعد از یک هفته از گذشت ماجرا هم احضار شده ارشاد می شوند که دیگر این موضوع تکرار نشود. حالا این وسط چه کسی پاسخگوی خانواده ای است که بیمار اعصاب و روان در خانه دارد و آن آزار و اذیت صوتی مشکلات عدیده برایش به وجود آورده یا خانواده سالمندی که بابت این موضوع مدتی است خواب ناز از چشمانشان ربوده شده یا خانواده ای که کودک شیرخوارش از این صداها دچار فوبیا شده و حالا خانواده نمی تواند شب ها این کودک را بخواباند و کودک با کوچکترین صدایی ناله و زاری سر می دهد.

اینکه فرهنگ جشن های بعد از تالار تا پاسی از شب در این شهر چیز عجیب و غریبی نیست جای خود( که در درست بودنش حرفهای زیادی است و شکهای بسیار)  اما باید توجه کرد آیا آزار دهنده بودن اینگونه مراسمات نباید ملاک قانون گزاری قرارگیرد؟ چرا نهادهای مسئول در کشور ما با پاسکاری نامعقول برای انجام کار فقط مسئولیت را از دوش خود برمی دارند. پس حقوق شهروندی که این همه داد آن زده می شود چگونه باید تحقق یابد؟

تغییر ارزش های اخلاقی در جامعه مسلمان به سمت آنچه شایسته و پسندیده نیست می تواند عواقب شومی به بار آورد. همانگونه که در قرآن به عواقب شوم این زیر و رو شدن ارزش های اخلاقی اشاره شده و در اقوام مختلف بیان کرده بدترین گناهان زیر و رو کردن ارزش های اخلاقی است که خداوند عقوبت زیر و رو شدن جامعه را هم به چنین اقوامی وعده داده و نمونه های عینی و ثبت شده تاریخی آن در قرآن بدان اشاره شده که جای تامل دارد.

خب وقتی یک فرد عادی اجازه دخالت در امور اینچنین را ندارد، مسئولان هم جز تذکر وظیفه دیگری ندارند باید منتظر باشیم خداوند خودش این جامعه را عقوبت کند؟ چون با این وضع زیر و رو کردن ارزش های اخلاقی که در جامعه شکل گرفته و با این سرعت به پیش می رود و با این سهل انگاری های متصدیان امر حال چه از روی عمد چه سهو بعید است که دیگر بتوان به شرایط نرمال اخلاقی در جامعه بازگشت.

برخورد قهری هرچند شایسته انسان مسلمان نیست اما شخص خاطی باید مجازات عمل خود را ببیند تا علاوه بر این که خودش متنبه می شود سایرین هم از این برخورد آگاه شده و درس عبرت بگیرند اما اگر همچنان روند تذکر دادن ها و گوش نکردن ها ادامه پیدا کند به نظر شما جامعه به سمتی پیش می رود.

یک نمونه این می شود که اگر یکی دو متخلف در آزار همسایه با عروسی های پر سر و صدا ( که البته این نوع خوب و محترمانه آن است بقیه انواع را خودتان بهتر از ما آگاه هستید) بلافاصله با عواقب کار خود روبرو نشود و به عبارتی قدرت قهریه به کمک نهادهای مسئول بیاید دیگر شاهد چنین مردم آزاری ها و حق الناس هایی در جامعه نخواهیم بود در غیر اینصورت وقتی یک فرد ببیند هر شب این اتفاق ها تکرار می شود و نهادهای مسئول تنها می توانند تذکر بدهند و کار دیگری برای شهروندان انجام نمی شود افراد خود دست به اقدام زده و بدون مجوز قانونی مراسم های این چنینی را با چاقو و اسلحه به تعطیلی می کشانند که علاوه بر ایجاد احساس ناامنی در جامعه عاقبت خود و چنین مراسمی را نیز به تباهی کشانده اند.

اگر نهادهای مسئول با قدرت مانور بیشتری بتوانند وارد عمل شده و جلوی چنین مراسمات مزاحم و آزار دهنده ای را بگیرند قطعا از وقوع حوادث ناگوار بعدی جلوگیری شده و مردم برای اجرای قانونی که حق مسلم و قانونی آنهاست خودشان وارد عمل نمی شوند.

امیدواریم مسئولان در این زمینه پاسخگو باشند.

تذکر: در ماده 132 قانون مدنی به صراحت اعلام شده که حتی کسی نمی تواند در ملک خود نیز تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه باشد.در حالی که برگزاری چنین مراسماتی قطع به یقین مستلزم آزار همسایگان یک کوچه و محله و حتی فراتر از آن یک یا چند شهرک است.

یادداشت از الهام صادقی

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.