چرا هاشمی و دولتی‌ها از صداو سیما ناراحتند؟

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
چرا هاشمی و دولتی‌ها از صداو سیما ناراحتند؟
هنوز چند روزی بیشتر از نشستن سرافراز بر کرسی ریاست سازمان صداو سیما نگذشته است که تیم رسانه ای دولت با لیدری چهره های شاخص مدعی اعتدال حملات خود علیه رسانه ملی را آغاز کردند که البته این سناریوی نخ نما شده دیگر برای طفره رفتن از شرایطی که در آن گیر افتاده اند کار ساز نمی باشد.

 به گزارش نسل شاهوار روحانی که با تکیه بر پشتوانه آقای هاشمی قول صد روزه اصلاح وضعیت اقتصادی کشور را به مردم داده بود حالا که بیش از 500 روز از عمر دولتش گذشته است، متاسفانه بجای عذرخواهی از مردم و اصلاح برخی رویه های اشتباه گذشته، چاره را در حاشیه سازی، توهین به منتقدان و متهم کردن این و آن می بیند که در این میان شخص آقای هاشمی نیز که برخی با اعتماد به صحبتهای او به آقای روحانی رای دادند، سراسیمه وارد میدان شده است تا در حد خود کمی این رسالت را به دوش بکشد.

متاسفانه برخی دولتمردان شرایط را به گونه ای رقم می زنند که نخبگان جامعه تا حدودی شرطی شده اند. شرطی شدن از این جهت که اگر در هر مرحله ای دولت با شکست یا عدم موفقیت مورد انتظار روبرو شود، نخبگان باید خود را آماده شنیدن توهین و تهمتهای دولتمردان کنند و دولتمردان تنها چاره کار را در توهین به منتقدان و انحراف افکار عمومی با طرح مباحث حاشیه ای می دانند.

بعد از عدم موفقیت مورد انتظار دولت از مذاکرات ژنو، افکار عمومی شاهد عصبانیت و ادبیات غیرمتعارف و هتاکانه رئیس جمهور بودند و این روزها که دوران سیاه نفتی کشورمان در حال سپری می باشد و تحریمها نیز همچون گذشته در حال افزایش است، آقای روحانی و آقای هاشمی و سایر دولتمردان و رسانه های زنجیره ای متعدد آنان تنها راه را در حاشیه سازی جدیدی برای انحراف افکار عمومی می داند و قربانی این روزهای دولت دیگر منتقدان ژنو نمی باشند بلکه رسانه ملی را باید در این ماجرا ذبح کرد تا به عقیده برخی کارشناسان هم ابتکار عمل را از این رسانه گرفته باشند و از انتقادات آتی آن در امان بمانند و هم به نوعی با مشی مظلوم نمایانه فضا را به نفع خود تغییر دهند.

گفتنی است؛ برخلاف اظهارات صریح قبلی اقای هاشمی و روحانی در نتیجه بخش بودن مذاکرات و توافق با غرب، این روزها نه تنها غرب آنگونه که باید به تعهدات خود پایبند نبوده است بلکه تحریمها روز بروز بیشتر می شود و حتی اقتدار اقتصادی کشورمان به حدی ضعیف شده است که کشور دسته چندمی چون عربستان به خود اجازاه می دهد تا دوران سیاه نفتی را برایمان رقم بزند از همین رو از دیدگاه این جماعت؛ رسانه ملی نباید این ماجرا را برای مردم واکاوی و تبیین کند.

بنابراین دستور حمله به رسانه ملی از اتاق فکر جریان آقای هاشمی صادر می شود. اولین بار دولتی ها به ریاست حسن روحانی بودند که در مقام ایستادگی و انتقاد از عملکرد صدا و سیما برآمدند. ابتدا چند روز پیش حسن روحانی در اظهارات خود عنوان کرد " رسانه‌ها در زمینه انعکاس خدمات دولت به ما کمک نمی‌کنند و صداوسیما در انتقاد صددرصد از این فرصت علیه دولت استفاده کرده که البته ما انتقاد را خوب می‌دانیم اما در بیان خدمات دولت گاهی مشکل پیش می‌آید و شاید این مشکل در دوربین‌ها و فرستنده‌های صداوسیما وجود دارد." اما هنوز 48 ساعت از این سخنان روحانی نگذشته بود که نوبت به سخنگوی دولت رسید تا از رییس جدید سازمان صداوسیما بخواهد در رویکرد این رسانه تجدید‌نظری کند. محمد‌باقر‌نوبخت در حاشیه جلسه روز گذشته هیات‌دولت با تاکید بر تعامل بیشتر میان دولت و صداوسیما گفت: "در برخی موارد صداوسیما این فرصت را فراهم می‌کند تا دولت بتواند نظرات خود را بیان کند، اما در برخی موارد جناب آقای‌دکتر‌سرافراز باید تجدید‌نظر کند؛ چرا که کاملا به صورت محسوس احساس می‌شود در جایگاه و رویکرد ملی در رسانه ملی صحبت نمی‌شود."

اما موج جدید حملات به رسانه ملی در شرایطی از صبح امروز آغاز شد که ابتدا در این باره روزنامه شرق در مطلبی که صبح امروز منتشر کرده است، آورد: اصلاح‌طلبان طیف گسترده‌ای را در حوزه سیاسی شامل می‌شوند. اینکه در معدود برنامه‌های خاص و کاملا موردی که به یک‌درصد تولیدات هم نمی‌رسد، هر از چندگاهی از چهره‌هایی انگشت‌شمار از طیف مشخصی از این جریان دعوت شود که بنابر ملاحظات شخصی، امکان طرح همه مطالبات یا پاسخگویی کامل و جامع به دیدگاه‌های مطرح‌شده را ندارند، اساسا موضوعی تصادفی نیست. آنچه مسلم است این رسانه از بودجه دولتی بهره‌مند بوده و با مالیات پرداخت‌شده از سوی مردم، اداره می‌شود. این مساله‌ای است که به‌طور جدی می‌تواند از سوی رییس‌جمهور با رییس سازمان به بحث گذارده شود. این رویه قابل‌قبولی نیست که یک رسانه از دولت بهره‌مند شود اما متوجه مطالبات حداقل ٥١درصدی جامعه، نخبگان، چهره‌های ملی، احزاب و جریانات سیاسی باسابقه و مورد اعتماد ملت و دولت برخاسته از رای‌اکثریت قابل‌توجه جامعه نباشد. دلایل کاستی در میدان رقابت با رسانه‌های رقیب خارجی، آسیب به اعتماد عمومی و رویگردانی مردم که به گواه آمار و مستندات ارایه‌شده سبب گرایش آنها به وسایل ارتباط‌جمعی دیگر شده است، حتما نیازمند بررسی جدی است.
 
از سوی دیگر نیز روزنامه آفتاب یزد در گزارشی انتقادی خطاب به ریاست صدا و سیما نوشت: " مشکل صدا و سیما ساعت 17 روز 25 خرداد 92 شروع شد و تا به امروز ادامه داشته است. حال اینکه حسن روحانی به کمک اصلاح طلبان طردشده توانستند معادلات را برهم بزنند از منظر آقایان داخل ساختمان جام جم اقدامی ناصواب بوده است. حسن روحانی از دید صدا و سیما اشتباهی است. حالا راه حل این است که دولت بودجه صدا و سیما را کم کرده و بر رسانه هایی متمرکز شود که هم حرفه ای هستند و هم منصف."
 
اما سریال حملات جریان های حامی دولت و رسانه های اصلاح طلب به صدا و سیما زمانی به نقطه اوج خود رسید که هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نیز در اظهاراتی که صبح امروز در دانشگاه تهران مطرح کرد، حملاتی به صدا و سیما کرد و گفت: از صدا و سیما علائم تفرقه پخش می شود و چیزهایی را به خورد مردم می دهند که واقعیت ندارد. برخی سایت ها و رسانه ها دائما در حال تهمت پراکنی و دروغگویی هستند. البته این هجمه های اخیر علیه رسانه ملی علاوه بر انحراف افکار عمومی از کم کاری های دولت و گرفتار کردن کشور در شرایط سیاه نفتی و پابرجایی تحریمهای گذشته و توقف پیشرفتهای هسته ای، به نحوی برای مقابله با رویکرد رسانه ملی با افشاگری های آن علیه فتنه و فتنه گران در تلویزیون نیز می باشد./مهر

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.